طرجهاله
(طَ جَ لِ) [ ع. طرجهاره ] (اِ.)
۱- پیاله کوچک.
۲- قیف.
(طَ) [ ع. ] (اِ.) اسپرز، سپرز؛ یکی از اعضای داخلی بدن انسان که در طرف چپ شکم قرار دارد و کار آن ذخیره کردن گلبولهای سرخ است.
(طُ) [ معر. ] (اِ.)
۱- نام عمومی سم ها؛ زهر.
۲- سمی که در قدیم جهت زهرآلود کردن نوک نیزهها و تیرها به کار میبردند و امروزه نیز بین قبایل وحشی آفریقای جنوبی و آمریکای جنوبی معمول است و از نوع کورار است.
(طَ رّ دِ) [ ع. طراده ]
۱- (اِفا.) مؤنث طراد.
۲- (اِ.) کشتی تندرو.
۳- قایق، زورق.
۴- علم، درفش.
(طِ) [ معر. ] (اِ.)
۱- نقش ونگار پارچه.
۲- حاشیه جامه.
۳- زین وبرگ اسب.
۴- گستردنی.
۵- موی.
۶- کارگاه شکرسازی.
۷- تار ریسمان.