طرفه
(طَ فِ) [ ع. طرفه ]
۱- (مص ل.) یک چشم به هم زدن.
۲- (اِمص.) خونریزی رگ -های قرنیه چشم که بر اثر ضربه وارد بر چشم عارض شود.
(طَ فِ) [ ع. طرفه ]
۱- (مص ل.) یک چشم به هم زدن.
۲- (اِمص.) خونریزی رگ -های قرنیه چشم که بر اثر ضربه وارد بر چشم عارض شود.
(طَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) انداختن، دور کردن، افکندن.
۲- پیشنهاد کردن.
۳- نقاشی کردن.
۴- طرح اولیه چیزی را برداشتن.
۵- فروختن جنسی به زور به رعایا.
۶- گستردن، پهن کردن.
۷- (مص ل.) کناره گرفتن از کاری.
۸- (اِمص.) بیرون اندازی.
۹- (اِ.) نقاشی.
۱۰ – صورت، پیکر.