اسم

طرفه

(طَ فِ) [ ع. طرفه ]
۱- (مص ل.) یک چشم به هم زدن.
۲- (اِمص.) خونریزی رگ -‌های قرنیه چشم که بر اثر ضربه وارد بر چشم عارض شود.

    طرفیت

    (طَ رَ یَّ) (اِمص.) مأخوذ از عربی به معانی
    ۱- روبرو شدن.
    ۲- دشمنی، رویارویی.

      طرح

      (طَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) انداختن، دور کردن، افکندن.
      ۲- پیشنهاد کردن.
      ۳- نقاشی کردن.
      ۴- طرح اولیه چیزی را برداشتن.
      ۵- فروختن جنسی به زور به رعایا.
      ۶- گستردن، پهن کردن.
      ۷- (مص ل.) کناره گرفتن از کاری.
      ۸- (اِمص.) بیرون اندازی.
      ۹- (اِ.) نقاشی.
      ۱۰ – صورت، پیکر.

        طراف

        (طِ) [ ع. ] (اِ.) خرگاه ادیم، خیمه چرمین ؛ ج. طرف.

          طراوت

          (طَ وَ) [ ع. طراوه ]
          ۱- (مص ل.) تر و تازه شدن.
          ۲- (اِمص.) تازگی.

            طرایف

            (طَ یِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- چیزهای لطیف و خوش و پسندیده.
            ۲- مال‌های نو. ج. طریفه.

              طربال

              (طِ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- مناره بلند ساخته بر کوه.
              ۲- هر بنای مرتفع.
              ۳- صومعه.

                Scroll to Top