اسم

طبلک

(طَ لَ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
۱- طبل کوچک.
۲- جعبه‌ای که عطار در آن عطر را نگه می‌دارد.
۳- کلاه و تاج درویشان.

    طبله

    (طَ لِ) [ ع. طبله ] (اِ.)۱ – صندوق کوچک.
    ۲- ج عبه عطار.
    ۳- طَبَق.

      طبیعت

      (طَ عَ) [ ع. طبیعه ] (اِ.)
      ۱- سرشت، خوی.
      ۲- آن بخش از جهان که ساخته دست آدمی نیست.

        طبق

        (طَ بَ) [ معر. ] (اِ.) ظرفی شبیه سینی اما بزرگ تر از جنس چوب یا فلز که با آن چیزهای خوردنی حمل کنند.

          طبقات

          (طَ بَ) [ ع. ] (اِ.) جِ طبقه.
          ۱- درجات، مرتبه‌ها.
          ۲- گروه‌ها، جماعات.

            طبقه

            (طَ بَ قِ) [ ع. طبقه ] (اِ.)
            ۱- درجه، مرتبه.
            ۲- صنف، دسته.
            ۳- فضایی در یک ساختمان، میان دو سقف یا یک کف و یک سقف، اشکوب.

              طبل

              (طَ) [ ع. ] (اِ.) یکی از آلات ضربی و رزمی و آن عبارت است از استوانه‌ای که در دو طرف آن پوست کشیده شده‌است. دُهل (یک رویه و دو رویه).

                طب

                (طِ بّ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.) درمان کردن.
                ۲- (اِ.) معالجه.
                ۳- پزشکی.

                  طبابت

                  (طِ بَ) [ ع. ] (اِمص.) عمل و شغل طبیب، مداوا و طرز معالجه امراض، پزشکی.

                    Scroll to Top