اسم

طاعت

(عَ) [ ع. طاعه ]
۱- (مص م.) فرمانبرداری کردن.۲ – عبادت کردن.۳ – (اِمص.) فرمانبرداری.
۴- عبادت.

    طاعن

    (عِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- نیزه زننده.
    ۲- طعنه – زننده، عیب جویی کننده.

      طاعون

      [ ع. ] (اِ.) مرضی عفونی و واگیردار که موش صحرایی از عوامل انتقال آن به انسان است.

        طاغوت

        [ ع. ] (اِ.)
        ۱- بت، هر معبود غیر از خدا.
        ۲- شیطان.
        ۳- سرکش متعدی.

          طارف

          (رِ) [ ع. ] (اِ.) مال نو، مال تازه.

            طارق

            (رِ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- راه رونده در شب.
            ۲- مجازاً: دزد، فالگیر.
            ۳- ستاره صبح.

              طارم

              (رَ) [ معر. ] (اِ.) تارم ؛ خرگاه، سراپرده.

                طاری

                [ ع. ] (اِفا.)
                ۱- آینده.
                ۲- ناگاه در آینده.
                ۳- ناگاه روی داده، عارض.
                ۴- گذرنده غیر – مقیم.

                  ضیاع

                  (ض یا ضَ) [ ع. ] (اِ.) ج. ضیعه ؛ آب و زمین، دارایی.

                    Scroll to Top