اسم

ضمانت

(ضَ نَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.)متعهد شدن. کفالت کسی را کردن.
۲- (اِمص.) درستی یا صحت چیزی را یا کسی را یا گفته‌ای را متعهد شدن.

    ضمانت نامه

    (~. مَ یا مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) سندی که به موجب آن شخصی شخص دیگر را ضمانت می‌کند.

      ضمه

      (ضَ مِّ) [ ع. ضمه ] (اِ.) یکی از حرکات که علامت آن «ُ» است.

        ضمیر

        (ضَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- باطن انسان، اندرون دل.
        ۲- اندیشه نهفته، راز.
        ۳- کلمه‌ای که جانشین اسم می‌شود.

          ضعفا

          (ضُ عَ) [ ع. ضعفاء ] (اِ.) جِ ضعیف.

            ضرورت

            (ضَ رَ) [ ع. ضروره ] (اِ.)
            ۱- نیاز، حاجت.
            ۲- اجبار، الزام. ج. ضرورات.

              ضریب

              (ضَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- شکل، نوع.
              ۲- مانند، همتا. ج. ضرایب.
              ۳- حروف یا اعداد ثابتی که پیش از یک عبارت جبری نوشته می‌شود و باید در آن ضرب شود.
              ۴- کمیتی که ویژگی خاصی از یک ماده یا دستگاه را نشان می‌دهد و مقدار آن در شرایط معین ثابت است.

                Scroll to Top