اسم

ضریع

(ضَ) [ ع. ] (اِ.) نسج پوششی استخوان که لای ه نازکی است و استخوان ساز است و موجب رشد عرضی استخوان می‌شود.

    ضظع

    (ضَ ظَ) [ ع. ] (اِ.) هشتمین صورت از صور هفتگانه حروف ابجد (ض ظ ع).

      ضعف

      (ضَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) سست شدن، ناتوان گشتن.
      ۲- (اِمص.) سستی، ناتوانی.

        ضعفا

        (ضُ عَ) [ ع. ضعفاء ] (اِ.) جِ ضعیف.

          ضربه فنی

          (~. فَ نّ) (اِمر.)
          ۱- حالتی در کشتی، که ورزشکاری پشت حریف را به زمین بزند.
          ۲- حالتی در مشت زنی که ورزشکاری حریف را به زمین اندازد و او نتواند در زمان تعیین شده از جا برخیزد.

            ضرر

            (ضَ رَ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.)زیان وارد آوردن.
            ۲- (اِ.) زیان.

              ضرس

              (ض) [ ع. ] (اِ.) دندان آسیا. ج. اضراس، ضروس. ؛ به ~ قاطع از روی یقین، با کمال اطمینان.

                ضرطه

                (ضَ طِ) [ ع. ضرطه ] (اِ.) گوز، تیز.

                  ضرع

                  (ضَ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- پستان (گاو و گوسفند و مانند آن).
                  ۲- شبرق (گیاه).
                  ۳- دوشیدنی، شیرده.

                    ضرغام

                    (ضَ) [ ع. ] (اِ.)= ضرغم:
                    ۱- شیر درنده.
                    ۲- دلاور، شجاع.

                      Scroll to Top