اسم

ضربه

(ضَ بَ یا بِ) [ ع. ضربه ]
۱- (مص م.) زدن، یک بار زدن، ضربت.
۲- (اِ.) زخم.
۳- آسیب. ج. ضربات.

    ضربه فنی

    (~. فَ نّ) (اِمر.)
    ۱- حالتی در کشتی، که ورزشکاری پشت حریف را به زمین بزند.
    ۲- حالتی در مشت زنی که ورزشکاری حریف را به زمین اندازد و او نتواند در زمان تعیین شده از جا برخیزد.

      ضرر

      (ضَ رَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.)زیان وارد آوردن.
      ۲- (اِ.) زیان.

        ضرس

        (ض) [ ع. ] (اِ.) دندان آسیا. ج. اضراس، ضروس. ؛ به ~ قاطع از روی یقین، با کمال اطمینان.

          ضرطه

          (ضَ طِ) [ ع. ضرطه ] (اِ.) گوز، تیز.

            ضدیت

            (ض دُ یَُ) [ ع. ضدیه ] (اِمص.)
            ۱- ضد هم بودن، مخالف هم بودن.
            ۲- دشمنی، ناسازگاری.

              ضراء

              (ضَ رّ) [ ع. ] (اِمص.)
              ۱- دشواری، تنگ دستی.
              ۲- گزند، آسیب.
              ۳- رنجوری.
              ۴- قحط.

                Scroll to Top