صماخ
(ص) [ ع. ] (اِ.) پرده گوش، سوراخ گوش.
(صَ) [ ع. ] (اِ.) نان خورشی که از خردل و زبیب ترتیب دهند. ؛ ~بری: گونهای تره – تیزک که بدان تره تیزک صحرایی گویند.
(صَ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- بریدگی، قطع (گوش و بینی).
۲- در علم عروض اسقاط وتد مفعولات است، «مفمو» بماند. «فع لن» به جای آن بنهند و فع لن چون از مفعولات خیزد، آن را «اصلم» خوانند.