صماخ
(ص) [ ع. ] (اِ.) پرده گوش، سوراخ گوش.
(صَ) [ ع. ] (اِ.) نان خورشی که از خردل و زبیب ترتیب دهند. ؛ ~بری: گونهای تره – تیزک که بدان تره تیزک صحرایی گویند.
(صُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) آشتی کردن.
۲- (اِمص.) آشتی، دوستی.
۳- (اِ.) عقدی که دو طرف در مورد بخشیدن چیزی یا گذشتن از حقی در مقابل هم تعهد میکنند. ؛ ~نامه قراردادی که بین دو طرف جنگ یا دعوا نوشته یا شرایط تحت جنگ در آن قید میشود.