صلصال
(صَ) [ ع. ] (اِ.) گِل خشک.
(صَ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- بریدگی، قطع (گوش و بینی).
۲- در علم عروض اسقاط وتد مفعولات است، «مفمو» بماند. «فع لن» به جای آن بنهند و فع لن چون از مفعولات خیزد، آن را «اصلم» خوانند.
(صَ یَ یا یِ) [ ع. صلایه ] (اِ.) سنگِ پهن و سخت. ؛ ~ کردن دارو یا هر چیز دیگر را بر روی سنگ یا در هاون کوبیدن.