اسم

صداع

(صُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دردسر.
۲- موجب زحمت.
۳- مزاحمت.

    صداقت

    (صَ قَ) [ ع. صداقه ]
    ۱- (مص ل.) دوستی داشتن.
    ۲- (اِمص.) دوستی.

      صحنه

      (صَ نَ یا نِ) [ ع. صحنه ] (اِ.)
      ۱- زمین هموار.
      ۲- در فارسی به معنای محل نمایش نمایشنامه.
      ۳- کوچک ترین واحد کامل فیلم که مجموعه‌ای است از یک سلسه نما که به دنبال یکدیگر می‌آیند و تشکیل یک واقعه را می‌دهند.
      ۴- منظره‌ای واقعی یا خیالی که رویدادی را نشان می‌دهد.

        صحو

        (صَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) هوشیار شدن.
        ۲- (اِمص.) هوشیاری، مقابل سُکر به معنی مستی.

          صبیه

          (صَ یَّ) [ ع. صبیه ] (اِ.) مؤنث صبی، دختر بچه.

            صحابه

            (صَ بَ یا بِ) [ ع. صحابه ] (اِ.)
            ۱- یاران، همراهان.
            ۲- یاران پیغمبر.

              Scroll to Top