اسم

صحبت

(صُ بَ) [ ع. صحبه ]
۱- (مص ل.) همدمی کردن.
۲- (اِمص.) یاری، همراهی.
۳- همخوابی.
۴- در فارسی به معنای: سخن گفتن، گفتگو. ؛ ~ به میان آمدن موضوعی مطرح شدن و درباره آن حرف زدن. ؛ ~ کسی گل کردن گرم و صمیمانه شدن صحبت، با هم زیاد حرف زدن.

    صحت

    (ص حَ) [ ع. صحه ]
    ۱- (مص ل.) تندرست شدن.
    ۲- (اِمص.) تندرستی. ؛ ~ و سقم الف – درست یا نادرست. ب – تندرست یا بیمار. ؛ ~ آب گرم عبارت خوشامدگویی برای کسی که حمام کرده‌است به معنی: امیدوارم پس از حمام کردن تندرست باشید.

      صحرا

      (صَ) [ ع. صحراء ] (اِ.)
      ۱- دشت.
      ۲- بیابان. ~ی کربلا کنایه از: جای فاقد آب و گیاه و دیگر امکانات.

        صحراوی

        (~.) [ ع. ]
        ۱- (ص نسب.) منسوب به صحرا.
        ۲- (اِ.) قسمی گرگ آدم خوار.

          صحف

          (صُ حُ) [ ع. ] (اِ.) جِ صحیفه، نامه‌ها.

            صحن

            (صَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- میان سرای، وسط حیات.
            ۲- فضا، میدان.
            ۳- قدح، بشقاب یا کاسه بزرگ.

              صبیه

              (صَ یَّ) [ ع. صبیه ] (اِ.) مؤنث صبی، دختر بچه.

                صبح گاه

                (~.) [ ع – فا. ] (اِ.)
                ۱- هنگام صبح، بامدادان.
                ۲- برنامه‌ای که معمولاً هر روز در پادگان‌ها یا مراکز نظامی با بالا بردن پرچم و خواندن سرود و مراسم رژه انجام می‌شود.

                  Scroll to Top