کن

طلایی

(طَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به طلا.
۲- ساخته شده از طلا.
۳- دارای رنگ زرد.
۴- (کن.) بسیار باشکوه.

    شیشه باز

    (~.) (ص فا.) = شیشه بازنده:
    ۱- (کن.) محیل، حیله گر، دغاباز.
    ۲- آن که با گوی و ساغر شعبده بازی کند.
    ۳- آفتاب.

      شمر

      (ش) (اِ.)
      ۱- شمر بن ذی الجوشن قاتل امام حسین (ع).
      ۲- (کن.) شخص بسیار خشن و سختگیر و ظالم و بدخو. ؛ ~ هم جلودار کسی نبودن کنایه از: هیچ چیز یا هیچ قدرتی توانایی ممانعت از خلاف کاری یا تندروی کسی را نداشتن.

        شکیل

        (ش) [ ممال شکال ] (اِ.)
        ۱- ریسمانی که بر پای اسب و ستر بدخو بندند؛ چدار.
        ۲- زنجیری که بدان کارد و خنجر را به کمربند متصل کنند.
        ۳- سیخ آهنین یا چوبین که بدان اجزای در را به هم متصل سازند.
        ۴- (کن.) فریب، حیله، نیرنگ.

          شکم بنده

          (~. بَ دِ) (ص مر.)
          ۱- پرخور، شکم پرست.
          ۲- (کن.) نوکری که به نان فقط چاکری کند.

            شکرریز

            (~.) [ سنس – فا. ] (ص فا. اِ.)
            ۱- شکرریزنده، شکرافشان.
            ۲- قناد، حلوایی.
            ۳- (کن.) سخن نغز.
            ۴- (کن.) آواز دلکش.
            ۵- نثاری که در عروسی بر سر داماد و عروس کنند.
            ۶- گریه شادی.

              شکرزخمه

              (~. زَ مِ) [ سنس – فا. ] (اِمر.) (کن.) رسیدن تیر به نشانه.

                ششدر

                (~. دَ) (اِمر.)
                ۱- هرچیز دارای شش در و شش جهت.
                ۲- در بازی نرد چنان است که یکی از بازیکنان، شش خانه مقابل مهره‌های حریف را گرفته باشد و او نتواند مهره‌های خود را حرکت دهد.
                ۳- (کن.) بسته بودن راه خروج و نجات.

                  شش ضرب

                  (~. ضَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
                  ۱- شش ضرب نتیجه خوب.
                  ۲- (کن.) گوهر.
                  ۳- زر، طلا.
                  ۴- مشک.
                  ۵- شکر.
                  ۶- عسل.
                  ۷- میوه.

                    پیمایش به بالا