سگ جان
(سَ) (کن.) پُرطاقت، مقاوم.
(س یا سَ) [ په. ] (ص.) = سپید:
۱- آن چه که به رنگ برف یا شیر باشد، ابیض. مق. سیاه. اسود.
۲- (کن.) ظاهر، نمایان. سفید و اسپید و سپی نیز گویند.
۱ – (اِ.)کلاغ سیاه، غراب.
۲- (ص.) کبود.
۳- (کن.) فتنه. ؛ ~سیاه کسی را چوب زدن کنایه از: بدون اطلاع او و برای کنجکاوی در کارش، او را تعقیب کردن.
[ په. ] (اِ.)
۱- موهای صورت مردان.
۲- موی بلندی که بر چانه و زیر چانه برخی جانوران میروید. ؛ ~ گرو گذاشتن (کن.) تعهد اخلاقی سپردن. ؛ ~ و قیچی را به دست کسی دادن (کن.) در کاری به کسی اختیار کامل دادن. ؛ به ~ کسی خندیدن (کن.) او را مسخره کردن.