حتی الامکان

(حَ تَّ لْ اِ) [ ع. ] (ق.) تا بتوان (فره)، تا آن جا که ممکن است، تا دست دهد.

    حج

    (حَ جّ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- قصد کردن.
    ۲- قصد زیارت کعبه کردن.

      حج کول

      (حَ. کُ) [ ع – فا. ] (اِمر.) کسی که خود توانایی مالی برای رفتن به حج را ندارد و از طریق گدایی کردن از دیگران، امکان رفتن به حج را فراهم کند.

        حجاب

        (حِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- پرده، ستبر.
        ۲- نقابی که زنان چهره خود بدان پوشانند، روبند، برقع.
        ۳- چادری که زنان سرتاپای خود را بدان پوشانند.

          حجاب

          (حُ جّ) [ ع. ] (اِ.) جِ حاجب ؛ پرده داران.

            حجاج

            (حَ جّ) [ ع. ] (ص.) بسیار حج کننده.

              پیمایش به بالا