خال

[ ع. ] (اِ.) نقطه سیاه یا لکه‌ای که روی پوست بدن یا چیزی دیگر ظاهر شود. ج. خیلان.

    خالص

    (لِ) [ ع. ] (ص.) بی آمیغ، بی آلایش.

      خالصه

      (لِ ص) [ ع. خالصه ] (اِ.) زمینی که متعلق به دولت باشد.

        خاله

        (لِ) [ ع. خاله ] (اِ.)خواهر مادر. ج. خالات.

          خاله زنک

          (~. زَ نَ) (ص مر.) (کن.) شخص دارای رفتار و گفتار مبتذل، سخن چین و پی گیر موضوع‌های بی اهمیت و غیرجدی.

            پیمایش به بالا