ابلق چشم
(~. چَ) [ ع – فا. ] (ص مر.) کسی که چشمش سیاه و سفید باشد.
(اَ لَ) (اِ.) گیاهی از تیره اسفناجیان که در بیابانهای خشک روید و شاخههای بسیار دارد و دارای دانههای دو شاخ است که باد آن را به آسانی از جا میکند.
(اَ بُ) (اِ.) (عا.) مخفف «ابوالقاسم» است و بیشتر آن را در مقام کوچک شمردن و خطاب به آشنا و خویشاوند که با او رو دربایستی نداشته باشند به کار میبرند.