خضر
(خَ ض) [ ع. ]
۱- (ص.) سبز.
۲- (اِ.) شاخه درخت.
۳- زراعت.
۴- جای بسیار سبز.
(خَ طّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- اثر و نشانه قلم بر کاغذ و غیره.
۲- نوشته.
۳- نویسندگی.
۴- فرمان.
۵- کنایه از: موی صورت که تازه در آمده.
۶- فاصله بین دو نقطه (ریاضی).
۷- مسیر ویژه رفت و آمد پیوسته یک یا چند وسیله نقلیه.
۸- خوشنویسی.
۹- مرام، مسلک.
۱۰ – دستگاه انتقال یا جابه جایی چیزی در مسیر یا منطقهای مشخص به وسیله لولهها، سیمها و مانند آنها: خط گاز، خط لوله.
۱۱ – ردیف، صف. ؛ ~و نشان کشیدن (کن.) تهدید کردن. ؛~بر آب دادن (کن.) ناپایدار و از بین رفتنی. ؛~ خرچنگ قورباغه (کن.) شیوه نوشتن ناشیانه، ناهموار و بد. ؛ در ~بودن (کن.) در امان بودن، تحت حضانت بودن.
(خَ طّ. دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
۱- نوشته دادن، تعهد کتبی دادن.
۲- هدایت کردن، سمت و سو دادن.
۳- اقرارنامه دادن، اعتراف کردن.
(خَ کَ یا کِ) (ص فا.) (اِمر.) ابزاری که برای ترسیم خط راست و نیز اندازه گیری طول به کار میرود. ؛ ~ تِ (تی) خط کشی که بر سر آن یک خط کش کوچکتر با زاویه قائم، متصل شده و در کشیدن رسمهای دقیق به کار میرود. و به دلیل شباهت به حرف انگلیسی (T) به این نام نامیده میشود.