خودکشی
(~. کُ) (حامص.)
۱- خود را به وسیلهای کشتن، انتحار.
۲- (کن.) کار زیاد کردن، کوشش بسیار کردن.
(خُ. مُ) [ ع – فا. ] (ص مر.) ناحیه یا کشوری که در برخی امور داخلی دارای استقلال میباشد و در برخی امور دیگر تابع دولت مرکزی.
(~.)
۱- (اِ.) ریشه خوردن، خوراک.
۲- خوردنی.
۳- (ص فا.) در ترکیب به معنی خورنده آید: باده خور، میراث خور.
(خُ بِ) (اِمر.)
۱- سوراخی که در بندی که بر جوی بستهاند ایجاد شود و آب اندک اندک از آن خارج شود.
۲- جوی کوچکی که برای زراعت از نهر جدا کنند.