خیره

(~.) (اِ.) = خیرو. خیری: گل همیشه بهار.

    خیره

    (رِ) (ص.)
    ۱- سرگشته، شگفت زده.
    ۲- لجوج. سرکش.
    ۳- ناتوان، سُست.
    ۴- بیهوده، دروغ.

      خیری

      (خِ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- گل شب بو.
      ۲- گل همیشه بهار.

        خیریه

        (خَ یا خِ یِّ) [ ع. خیریه ] (ص نسب.) مؤنث خیری ؛ وابسته به خیر: امور خیریه (کارهایی که نفع و خیر همه در آن باشد).

          خیز

          ۱ – (اِمص.) برخاستن.
          ۲- جستن، جهش.
          ۳- (ص.) بلندی، طاق یا ایوان.

            خیزران

            (خَ یا خِ زَ) (اِ.) قسمی نی مغزدار که دارای ساقه‌های راست و محکم و بلند و خوشرنگ است. از شاخه‌های آن عصا و چوبدست سازندواز برگ وپوست آن ریسمان و فرش بافند.

              پیمایش به بالا