دولاب

(اِمر.)
۱- چرخ چوبی با ریسمان و سطل که به وسیله آن از چاه آب کشند.
۲- گنجه کوچک دردار که توی دیوار درست کنند.

    دولت

    (~.) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- حکومت، سلطنت، هیئت وزیران.
    ۲- سعادت، طالع.
    ۳- جاه، مکنت.
    ۴- مدد، کمک.

      دولت

      (دُ لَ) [ ع. دوله ] (اِمص.)
      ۱- گردش خوشبختی و ثروت و دارایی از شخصی به شخص دیگری.
      ۲- نیکبختی، خوش اقبالی.

        دولتخواه

        (~. خا) [ ع – فا. ] (ص.)
        ۱- طرفدار حکومت.
        ۲- خیراندیش، خیرخواه.

          دولتی

          (دُ لَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
          ۱- وابسته به حکومت، قدرتمند.
          ۲- سعادتمند.

            دولچه

            (چِ یا چَ) (اِمصغ.) دول کوچک، ظرف آب (اعم از بلوری، چینی و مسی) پارچ.

              دولک

              (دُ لَ) (اِ.) چوب بزرگ در بازی «الک دولک»؛ مق. الک.

                دوما

                [ روس. ] (اِ.)مجلس نمایندگان ملت در کشور روسیه.

                  پیمایش به بالا