قلاب گرفتن

(~. گِ رِ تَ) (مص ل.) دو کف دست را بهم متصل کردن به طوری که دیگری بتواند پا بر روی آن گذارد و از دیوار بالا رود.

    قلاچ

    (قُ لّ) [ تر. ] (اِ.) جستن اسب و راه جسته جسته رفتن آن.

      قلاچو

      (قَ) [ تر. ] (اِ.) = قلاجو:
      ۱- جام و ظرفی که از چرم می‌ساختند و در آن آب و شراب می‌نوشیدند از نوع آبخوری‌های چرم بلغاری.
      ۲- نهری که در آن ستوران در موسم سرما آب خورند.

        قلاد

        (قِ) [ ع. ] (اِ.) تار روبین که بر حلقه گوشواره و حلقه بینی شتر پیچند.

          قلاده

          (قَ دَ یا دِ) [ ع. قلاده ] (اِ.)
          ۱- گردن بند.
          ۲- زنجیری که بر گردن حیوانات یا مجرمین می‌بندند.
          ۳- واحدی برای شمارش گربه س انان.

            قلاش

            (قَ لّ) [ تر. ] (ص.) کلاش.
            ۱- بیکاره، ولگرد.
            ۲- باده پرست، مفلس.
            ۳- حیله گر.

              پیمایش به بالا