لجین

(لُ جَ یا جِ) [ ع. ] (اِ.) سیم، نقره.

    لچ

    (لَ) (اِ.) چهره، رخ، رخسار.

      لچ

      (لُ) (ص.) = لوچ. لوج: لخت، برهنه، عریان.

        لچک

        (لَ چَ یا چَّ) [ تر. ] (اِ.) چارقد، روسری. ؛ ~به سر کنایه از: زن، دشنامی است مردان ترسو و بی جربزه را.

          لچکی

          (~.) (ص نسب.) منسوب به لچک.
          ۱- سه گوش، مثلث شکل.
          ۲- پارچه یا نقشی به صورت متساوی الاضلاع.

            لحاظ

            (لِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) به گوشه چشم نگریستن.
            ۲- (اِمص.) نگرش، دید، ملاحظه.

              لحاف

              (لِ) [ ع. ] (اِ.) رواندازی آکنده از پشم یا پنبه که هنگام خوابیدن بر روی خود می‌اندازند.

                پیمایش به بالا