(مَ هَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – شهاد ت گاه، محل شهادت. ۲- محل حضور، جای حاضر شدن مردم. ج. مشاهد.
(~.) (ص نسب.) منسوب به مشهد. ۱- مردم مشهد. ۲- کسی که به زیارت مشهد مقدس رفته.
(مُ هَّ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) مشهور ساخته، معروف شده. ۲- (ص.) واضح، آشکار.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) دیده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) پرآوازه، نامور.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) آلوده شده، آمیخته، آشفته.
(مَ وَ رَ) [ ع. مشوره ] (اِمص.) صلاح اندیشی، رایزنی.
(مُ شَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) آشفته، پریشان.
(مُ شَ وَّ) [ ع. ] (اِفا.) به شوق آورده شده.
(مُ شَ وِّ) [ ع. ] (اِمف.) تشویق کننده، بر سرشوق آورنده.