مفصلاً

(مُ فَ صَ لَ نْ) [ ع. ] (ق.) به تفصیل، به طور مفصل.

    مفضحه

    (مَ ضَ حَ یا حِ) [ ع. مفضحه ] (اِمص.) فضیحت، رسوایی، بی آبرویی ؛ ج. مفاضح.

      مفضض

      (مُ فَ ضَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- نقره اندود شده، سیم اندود.
      ۲- آب نقره داده.

        مفضل

        (مُ ض) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- افزون کننده.
        ۲- نیکویی کننده، بخشش کننده.

          مفضول

          (مَ) [ ع. ] (اِ. مف.) کسی یا چیزی که دیگری بر او فضیلت دارد.

            مفضی

            (مُ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- گشاد شونده.
            ۲- مفتقر، محتاج.
            ۳- اعلام کننده.
            ۴- رسنده، بالغ شونده.

              پیمایش به بالا