موسوی

(سَ) (ص نسب.)
۱- منسوب به حضرت موسی ‘ (مطلق).
۲- منسوب به حضرت موسی ابن جعفر امام هفتم (ع).

    موسی

    (سا) [ ع. ] (اِ.) تیغ سلمانی، استره.

      موسیر

      (اِ.) گیاه پایا از تیره سوسنی‌ها که پیاز آن خوردنی است.

        موسیقار

        (اِ.)
        ۱- نوعی ساز که از نی‌های بزرگ و کوچک ترتیب داده‌اند و اروپاییان آن را «فلوت پان» می‌گویند و امروز به ساز دهنی مشهور است.
        ۲- نام پرنده‌ای افسانه‌ای که منقارش سوراخ‌های بسیار دارد و از آن سوراخ‌ها آوازهای گوناگون برمی آید.

          موسیقی

          [ یو. ] (اِ.) فن آواز خواندن و نواختن ساز.

            موش

            ۱ – (اِ.) جانور پستاندار از راسته جوندگان با جثه کوچک یا متوسط، پوزه دراز، گوش‌های تقریباً کوچک و دم دراز به رنگ‌های سیاه، خاکستری و سفید است و انواع گوناگون دارد. این جانور بسیار موذی و خطرناک است. و همیشه موجب خسارات سنگین برای انسان می‌شود.
            ۲- (ص.) ذلیل، خوار.
            ۳- (کامپیوتر) موس، ماوس. ؛~دواندن (کن.) اخلال کردن. ؛دیوار ~داره ~گوش داره (کن.) هر حرفی را نباید هر جا زد.

              موش مرده

              (دِ) (اِمر.) (عا.) کنایه از: فرد حیله گر که ظاهر خود را بی گناه نشان می‌دهد.

                پیمایش به بالا