ناصری

(ص) [ ع. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به «ناصره»: عیسی ناصری.
۲- مسیحی، نصرانی. ج. نصاری.

    ناصیه

    (یَ یا یِ) [ ع. ناصیه ] (اِ.)
    ۱- پیشانی.
    ۲- موی پیش سر. ج. نواصی.

      ناضج

      (ض) [ ع. ] (ص.) آن چه که رسیده و پخته (میوه، گوشت).

        ناطف

        (طِ) [ ع. ]
        ۱- (ص.) آن چه از مالیات که روان باشد.
        ۲- (اِ.) نوعی حلوا، شکرینه.

          ناطق

          (طِ) [ ع. ]
          ۱- (اِفا.) نطق کننده، گوینده.
          ۲- سخنران، خطیب.
          ۳- اموال جاندار مانند: چهارپا، غلام.

            ناطقه

            (طِ ق) [ ع. ناطقه ] (ص.) مؤنث ناطق، نیروی نطق و بیان.

              ناطور

              [ ع. ] (اِ.)
              ۱- باغبان، نگهبان کشتزار.
              ۲- نگهبان.

                ناظر

                (ظِ) [ ع. ] (اِفا.)
                ۱- نظرکننده، بیننده.
                ۲- کسی که بر کاری نظارت و رسیدگی می‌کند.
                ۳- مباشر، کارگزار. ج. نظار.

                  پیمایش به بالا