پارس

( اِ.) نام قوم ایرانی و محل سکونت ایشان در جنوب ایران.

    پارس ئیل

    [ تر. ] (اِ.) سال پلنگ، یکی از سال‌های دوازده گانه ترکان.

      پارسا

      (ص.)
      ۱- پاک دامن، زاهد.
      ۲- ایرانی.
      ۳- عارف، دانشمند.

        پارسنگ

        (سَ) (اِمر.)نک پاسنگ. ؛ ~ برداشتن عقل کسی کنایه از: ناقص عقل بودن، دیوانه بودن.

          پارسی

          (ص نسب.) ۱- منسوب به پارس، پارسی.
          ۲- ایرانی. ۳- زرتشتی به ویژه زرتشتی ساکن هندوستان. ج. پارسیان. ۴- زبان مردم پارس، فارسی ؛ماه‌های ~دوازده ماه سال شمسی ایرانیان: فروردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن، اسفندارمذ. ؛روزهای ~ سی روز ماه شمسی ایرانیان: هرمز، بهمن، اردیبهشت، شهریور، اسفندارمذ، خرداذ، مرداد، دی بآذر، آذر، آبان، خور، ماه، تیر، گوش، دی بمهر، مهر، سروش، رشن، فروردین، بهرا م، رام، باز، دی بدین، دین، ارد، اشتاذ، آسمان، زامیاذ، مهراسفند، انیران.

            پارشمن

            (رْ شُ مَ) (اِ.) پوست حیوانی، مخصوصاً پوست بز و گوسفند که برای نوشتن و چاپ پیرایند؛ پوست آهو.

              پیمایش به بالا