سلو
(سُ لُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- تک نوازی.
۲- تک – خوانی.
(سَ عَ) [ ع. سلعه ] (اِ.)
۱- سر – شکستگی هر مقدار که باشد؛ ج. سلعات، سلاع.
۲- آن که پوست بشکافد.
۳- آژخ که بی درد بر اندام پدید آید.
۴- خنازیر.
(سَ لَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- گذشته.
۲- کسی که در گذشته میزیسته.
۳- وامی که برای وام دهنده نفعی ندارد و وام گیرنده همان مبلغ را که گرفته پس دهد.
۴- نوعی معامله که بهای جنس را بیش از تحویل جنس بپردازند.
سرویس (س. س) [ انگ. ] (اِمر.) رستورانی که در آن مشتریان خود غذاها را بردارند و وجه آن را به صندوق پردازند و سر میز صرف کنند، رستوران خویش یار، غذاخوری خویش یار (فره).