اسم

زهره

(زُ رِ) [ ع. زهره ] (اِ.) ناهید؛ دومین سیاره منظومه شمسی به نسبت فاصله از خورشید.

    زهره

    (~.) [ ع. زهره ] (اِ.) واحد زهر؛ یک شکوفه.

      زهک

      (زِ هَ) (اِمصغ.) شیر زنان یا جانوران دیگر نو زاییده ؛ آغوز، فله.

        زهاب

        (زِ) (اِمر.)
        ۱- آبی که از شکاف سنگ یا چشمه تراوش کند.
        ۲- چشمه جوشان.

          زهادت

          (زَ دَ) [ ع. زهاده ]
          ۱- (مص ل.) زهد ورزیدن، رغبت نکردن به دنیا.
          ۲- (اِمص.) بی میلی به جهان، پرهیزگاری، پارسایی.

            زهار

            (زِ) (اِ.) آلت تناسلی مرد یا زن و حوالی آن که موی از آن روید، شرمگاه.

              Scroll to Top