اسم

نهشل

(نَ شَ) (اِ.)
۱- شقاقل.
۲- گرگ.
۳- پیر، پیری که به رعشه و لرزه افتاده باشد.

    نهمت

    (نَ مَ) [ ع. نهمه ] (اِ.)
    ۱- نیاز، آرزو.
    ۲- همت و کوشش بسیار در امری.

      نهنبان

      (نَ یا نُ هُ) (اِ.) سرپوش که روی دیگ، کوزه و مانند آن بگذارند.

        نهنج

        (نِ هَ) (اِ.) جوال، جوالی که از مو یا پشم بافته شده باشد.

          نهانزاد

          (نِ) (اِ.) گیاه‌هایی که دارای ریشه و ساقه و برگ می‌باشند و گل ندارند.

            نهایت

            (نِ یَ) [ ع. نهایه ] (اِ.) پایان، انتها.

              نهب

              (نَ) [ ع. ] (اِ.) غارت، تاراج. ج. نهاب.

                Scroll to Top