اسم

نظریه

(نَ ظَ یِّ) [ ع. ] (اِ.) رأی، عقیده، فکر. ج. نظریات.

    نظم

    (نَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) آراستن، ترتیب دادن.
    ۲- به رشته کشیدن مروارید.
    ۳- (اِ.) کلام موزون و با قافیه.

      نظمیه

      (نَ یُِ) (اِ.) گرفته شده از عربی ؛ در گذشته به اداره انتظامی و شهربانی گفته می‌شود.

        نظیم

        (نَ ظِ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- به رشته کشیده شده.
        ۲- به نظم درآورده شده (شعر).

          نعاس

          (نُ) [ ع. ] (اِ.) سستی، خواب، چُرت.

            نعال

            (نِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- جِ نعل ؛ کفش‌ها، پاپوش.
            ۲- پایین مجلس، درگاه.

              نطول

              (نَ) [ ع. ] (اِ.) آبی که در آن داروها بجوشانند و عضوی را که مبتلی به مرضی است با آن شستشو دهند.

                نظارت

                (نَ رَ) [ ع. نظاره ] (اِمص.)
                ۱- نگریستن، دیدن.
                ۲- مراقبت در انجام کاری.

                  Scroll to Top