اسم

نظیم

(نَ ظِ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- به رشته کشیده شده.
۲- به نظم درآورده شده (شعر).

    نعاس

    (نُ) [ ع. ] (اِ.) سستی، خواب، چُرت.

      نعال

      (نِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- جِ نعل ؛ کفش‌ها، پاپوش.
      ۲- پایین مجلس، درگاه.

        نعایم

        (نَ یِ) [ ع. ] (اِ.) ج نعامه. شتر مرغان. بیستمین منزل از منازل قمر.

          نعره

          (نَ رِ) [ ع. نعره ] (اِ.) فریاد، بانگ بلند.

            نطول

            (نَ) [ ع. ] (اِ.) آبی که در آن داروها بجوشانند و عضوی را که مبتلی به مرضی است با آن شستشو دهند.

              نظارت

              (نَ رَ) [ ع. نظاره ] (اِمص.)
              ۱- نگریستن، دیدن.
              ۲- مراقبت در انجام کاری.

                Scroll to Top