اسم

نطول

(نَ) [ ع. ] (اِ.) آبی که در آن داروها بجوشانند و عضوی را که مبتلی به مرضی است با آن شستشو دهند.

    نظارت

    (نَ رَ) [ ع. نظاره ] (اِمص.)
    ۱- نگریستن، دیدن.
    ۲- مراقبت در انجام کاری.

      نظام

      (نِ) [ ع. ]
      ۱- (اِمص.) نظم، آراستگی.
      ۲- (اِ.) عادت، روش.
      ۳- رشته مروارید.
      ۴- (اِ.) سپاه، ارتش.
      ۵- رژیم، حکومت.

        نصیب

        (نَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- بهره، قسمت.
        ۲- بخت، اقبال. ج. انصبه.

          نصیحت

          (نَ حَ) [ ع. نصیحه ] (اِ.) پند، اندرز. ج. نصایح.

            نضار

            (نُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- زر.
            ۲- خالص از هر چیز.

              Scroll to Top