خاقان
[ تُر – معر. ] (اِ.) لقبی برای پادشاهان چین و ترکستان. ج. خواقین.
[ په. ] (اِ.)
۱- رویه زمین که باعث رویاندن نباتات میشود، تراب.
۲- مملکت، کشور.
۳- گور، قبر، گورستان.
۴- چیز بی قدر ؛ ~ بر سر شدن کنایه از: سخت بی نوا شدن، دچار رویدادی بسیار غم انگیز شدن. ؛ به ~افتادن کنایه از: زبون شدن. ؛ به ~ افکندن کنایه از: شکست دادن.
(اَ) (اِمر.) بیلچهای دارای دسته کوتاه که از فلز یا پلاستیک سازند و با آن آشغال و غیره را به کمک جارو جمع کنند.