اسم

حکمت

(حِ مَ) [ ع. حکمه ] (اِمص.)
۱- علم، دانش.
۲- راستی، درستی.
۳- کلام موافق حق.

    حقوق

    (حُ) [ ع. ] (اِ.) جِ حق.
    ۱- راستی‌ها، درستی‌ها.
    ۲- وظایف، تکالیف.
    ۳- در فارسی به معنای دستمزد.
    ۴- مجموعه قوانین، قواعد و رسوم لازم الاجرایی که به منظور استقرار نظم در جوامع انسانی وضع یا شناخته شده‌است. ؛ ~ اجتماعی مجموعه حقوق فرد در پیوند با اجتماع. ؛ ~ بازنشستگی حقوقی که کارمند یا کارگر در دوران بازنشستگی می‌گیرد. ؛ ~ بشر مجموعه حقوق و اختیاراتی که به یک شخص به عنوان انسان و بدون در نظر گرفتن نژاد، ملیت، تابعیت یا جنس او داده می‌شود. ؛ ~ بین الملل شاخه‌ای از علم حقوق که از قانون‌های حاکم بر روابط کشورها گفتگو می‌کند.

      حقیقت

      (حَ قَ) [ ع. حقیقه ]
      ۱- (اِمص.) راستی، درستی.
      ۲- (اِ.) اصل هر چیز.

        حق الناس

        (~ُ نُ) [ ع. ] (اِمر.) حقی که افراد نسبت به یکدیگر دارند و باید رعایت کنند.

          حقابه

          (حَ قّ بِ یا بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) حقی نسبت به سهمی از آب قنات و غیره.

            حقایق

            (حَ یِ) [ ع. حقائق ] (اِ.) جِ حقیقت ؛ نصیب، بهره.

              حقد

              (حِ) [ ع. ] (اِمص.) کینه ورزی، عناد. ج. احقاد، حقود.

                Scroll to Top