اسم

پس کوهه

(پَ کُ هِ) (اِمر.)
۱- قسمت عقب زین، مؤخر.
۲- قیقب ؛ مق. پیشکوهه، قربوس.

    پس لرزه

    (پَ. لَ زِ) (اِ.) لرزه‌های بعدی و معمولاً خفیف تری که پس از یک زمین لرزه روی می‌دهد.

      پژوه

      (پِ) (اِمص.)
      ۱- بازجُستن، جست و جو کردن.
      ۲- مؤاخذه، بازخواست.
      ۳- در ترکیب با واژه‌های دیگر معنای پژوهنده می‌دهد مانند: دانش پژوه.

        پژوهش

        (پِ یا پَ هِ)(اِمص.)
        ۱- جست و جو، تحقیق.
        ۲- تحقیقات علمی و بازخواست.
        ۳- مؤاخذه.
        ۴- خبر، خبر داشتن.

          پس

          (پَ)
          ۱- (حر اض.) پشت، عقب، آن سوی.
          ۲- (ق.) پشت سر، دنبال.
          ۳- پس از همه، آخر کار.
          ۴- (حر رب.) آن گاه، آن وقت.
          ۵- از این رو، بنابراین.
          ۶- (اِ.) قسمت عقب، مؤخر.
          ۷- دبر، کون. ؛~ و پیش جابه جا، به صورتی غیر از صورت اصلی. ؛~ پسکی عقب عقب، در حال عقب رفتن.

            پس

            (پُ) [ په. ] (اِ.) پسر، پور.

              پس افت

              (پَ. اُ) (اِ. ص.)
              ۱- بدهی عقب افتاده.
              ۲- اندوخته، ذخیره.

                Scroll to Top