اسم

پرک

(پَ رَ) (اِمصغ.)
۱- پر کوچک.
۲- چیزی مانند تاج.
۳- پلک.

    پرک

    (پِ) (اِ.)
    ۱- بوی پیه گندیده.
    ۲- بوی ظرف چرب ناپاک شسته و مانند آن.

      پرسنل

      (پِ سُ نِ) [ فر. ] (اِ.) مجموع افراد یک مؤسسه یا کارکنان بخش خاصی از آن، کارکنان. (فره).

        پرس

        (~.) [ فر. ] (اِ.) سهم غذا مخصوص یک نفر.

          پرس

          (پُ)
          ۱- (اِمص.) پرسیدن، پرسش.
          ۲- (اِفا.) در ترکیب به معنی پرسنده می‌آید: بازپرس، احوالپرس.

            پرس

            (پِ رِ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- دستگاه فشار که در صنایع سنگین و سبک مورد استفاده فراوان دارد، منگنه (فره).
            ۲- خبرگزاری، مرکز تهیه و انتشار خبر.

              پرسپکتیو

              (پِ پِ) [ فر. ] (اِ.)
              ۱- منظره، دورنما.
              ۲- رسم تصاویر سه بُعدی اشیا و مناظر بر روی صفحه.

                پرستش

                (پَ رَ تِ) (اِمص.)
                ۱- ستایش، نیایش.
                ۲- پرستاری، خدمت.
                ۳- بیمارداری.
                ۴- عمل یا رفتاری که نشانه بندگی، سرسپردگی یا ایمان است ؛ عبادت.

                  Scroll to Top