اسم

پرس

(پُ)
۱- (اِمص.) پرسیدن، پرسش.
۲- (اِفا.) در ترکیب به معنی پرسنده می‌آید: بازپرس، احوالپرس.

    پرس

    (پِ رِ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- دستگاه فشار که در صنایع سنگین و سبک مورد استفاده فراوان دارد، منگنه (فره).
    ۲- خبرگزاری، مرکز تهیه و انتشار خبر.

      پرسپکتیو

      (پِ پِ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- منظره، دورنما.
      ۲- رسم تصاویر سه بُعدی اشیا و مناظر بر روی صفحه.

        پرستش

        (پَ رَ تِ) (اِمص.)
        ۱- ستایش، نیایش.
        ۲- پرستاری، خدمت.
        ۳- بیمارداری.
        ۴- عمل یا رفتاری که نشانه بندگی، سرسپردگی یا ایمان است ؛ عبادت.

          پرسته

          (پَ رَ تِ)
          ۱- (اِ.) پرستیده، کسی که او را پرستش کنند.
          ۲- (اِمص.) پرستش، عبادت.
          ۳- کنیز، خدمتکار.

            پرده

            (پَ دِ) (اِ.)
            ۱- پوشش، حجاب.
            ۲- پارچه‌ای که بر پنجره بیاویزند.
            ۳- نوا، گاه.
            ۴- هر یک از بخش‌های نمایش که با افتادن پرده، صحنه عوض می‌شود.
            ۵- مجازاً آن چه که مانع خوب دیدن یا شنیدن می‌شود.
            ۶- لایه نازکی از بافت‌ها که سطح اندام را می‌پوشاند.
            ۷- حجله.
            ۸- حرمسرا.

              پرده دار

              (~.) (اِ. ص.) دربان، حاجب، کسی که در قدیم در دربار پادشاهان مسئول بار دادن بود.

                Scroll to Top