اسم

پرسته

(پَ رَ تِ)
۱- (اِ.) پرستیده، کسی که او را پرستش کنند.
۲- (اِمص.) پرستش، عبادت.
۳- کنیز، خدمتکار.

    پرستو

    (پَ رَ) (اِ.) چلچله، پرنده‌ای با بال‌های دراز و نوک تیز و دم دو شاخه، که در فصل سرما به مناطق گرمسیر مهاجرت می‌کند.

      پرسش

      (پُ س ِ) [ په. ] (اِمص.)۱ – پرسیدن.
      ۲- پژوهش، تحقیق.
      ۳- احوال پرسی.
      ۴- بازخواست، مؤاخذه.

        پرسشنامه

        (~. مِ) (اِمر.) یک یا چند برگه شامل سوالاتی راجع به هویت و افراد خانواده و همانند آن که معمولاً در ادارات و مؤسسات به اشخاص می‌دهند تا پر کنند.

          پرس

          (~.) [ فر. ] (اِ.) سهم غذا مخصوص یک نفر.

            پرده

            (پَ دِ) (اِ.)
            ۱- پوشش، حجاب.
            ۲- پارچه‌ای که بر پنجره بیاویزند.
            ۳- نوا، گاه.
            ۴- هر یک از بخش‌های نمایش که با افتادن پرده، صحنه عوض می‌شود.
            ۵- مجازاً آن چه که مانع خوب دیدن یا شنیدن می‌شود.
            ۶- لایه نازکی از بافت‌ها که سطح اندام را می‌پوشاند.
            ۷- حجله.
            ۸- حرمسرا.

              پرده دار

              (~.) (اِ. ص.) دربان، حاجب، کسی که در قدیم در دربار پادشاهان مسئول بار دادن بود.

                Scroll to Top