اسم

بازه

(زِ) (اِ.)
۱- فاصله میان دو دیوار، پهنای کوچه.
۲- فاصله میان دو کوه، دره.

    بازرس

    (رِ)(اِفا. اِمر.)کسی که مأمور رسیدگی به کارهای یک فرد یا یک مؤسسه و اداره‌است.

      بازالت

      [ فر. ] (اِ.) یکی از سنگ‌های آذرین که دارای سختی نسبتاً زیاد است. رنگ آن سیاه و لبه بریدگی‌هایش کُند است. این سنگ در دستگاه شش وجهی و متبلور می‌شود.

        بازپرس

        (پُ) (اِ.) دادرسی که کارش پرسش از متهم، شاهدان و آگاهان و پژوهش و بررسی درباره چگونگی واقع شدن یک جرم، پیشگیری از فرار متهم و از میان رفتن آثار جرم است، مستنطق.

          بازتاب

          (اِمص.)
          ۱- برگشت، انعکاس.
          ۲- مجازاً: اثری که از چیزی در دیگران یا در محیط پدیدار شود.
          ۳- پاسخ غیرارادی موجود زنده به محرک (روانشناسی).

            Scroll to Top