اسم

اتصاف

(اِ تِّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) دارای صفتی شدن، به صفتی موصوف شدن.
۲- ستوده شدن.
۳- (مص م.) صفت کردن، با هم ستودن چیزی را.
۴- (اِمص.) صفت پذیری، نشان پذیری.

    اتصال

    (اِ تِّ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) به هم وصل شدن، پیوستن.
    ۲- (اِمص.) پیوستگی.

      اتحاد

      (اِ تِّ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) یکی شدن، یگانگی کردن.
      ۲- (اِمص.) سازگاری، توافق.
      ۳- اجتماع، وحدت.

        اتحادیه

        (اِ تِّ یُِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- انجمن، هر انجمنی که اهدافی مشترک داشته باشد.
        ۲- تشکیلات صنفی برای حمایت از حقوق شغل و حرفه مشخص.

          اپیدمیولوژی

          (اِ دِ یُ لُ) [ فر. ] (اِ.) مطالعه نحوه انتشار بیماری‌ها و عوامل بیماری زا یا هر عاملی که به سلامت مربوط باشد، همه گیرشناسی. (فره).

            اپیزود

            (اِ زُ) [ فر. ] (اِ.) بخشی – گاهی مستقل – از یک مجموعه به هم پیوسته مانند فیلم یا قصه، قسمت، بخش.

              اپیکوریسم

              (اِ) [ فر. ] (اِ.)
              ۱- مکتب فلسفی منسوب به اپیکور فیلسوف یونانی.
              ۲- مکتبی که هدف زندگی را درک لذات جسمانی و خوش باشی می‌داند.

                اپیلاسیون

                (اِ یُ) [ فر. ] (اِمص.) عمل کندن یا از بین بردن موهای دست، پا و جز آن‌ها به وسیله بند، موم و یا وسایل دیگر.

                  Scroll to Top