اسم

اتراب

( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ترب.
۱- همسالان، همزادان.
۲- دوشیزگان.

    اتراق

    ( اُ) [ تر. ] (اِ.) = اطراق: توقف کردن در حین سفر، اقامت کوتاه مدت در جایی خاصه هنگام شب.

      اتاشه

      (اَ ش ِ) [ فر. ] (اِ.) آتاشه ؛ وابسته، کارمند سفارتخانه که وظیفه‌ای خاص به عهده او محول است: اتاشه مطبوعاتی، اتاشه تجارتی، اتاشه نظامی.

        اتاق

        ( اُ) [ تر. ] (اِ.)
        ۱- خانه، چهاردیواری دارای سقف.
        ۲- خیمه. اطاق، اوتاغ و اوتاق هم گویند.

          اتاقه

          (اُ قِ یا قَ) [ تر. آتاغه ] (اِ.) تاجی که از پرهای بعض مرغان سازند. این کلمه با فعل زدن و افتادن و داشتن صرف شود.

            اتالیق

            (اَ) [ تر. ] (اِ.)
            ۱- شوهر مادر، قائم مقام پدر.
            ۲- لالا، لله، مؤدب.
            ۳- نگهبان، حامی، حافظ.
            ۴- منصبی در عهد صفویه.

              Scroll to Top