اسم

هشپلک

(هُ پُ لَ) (اِ.) سوت، سوتی که با دست و دهان بزنند.

    هشت

    (هَ) [ په. ] (اِ.) عدد اصلی بین هفت و نه (۸). ؛ ~ کسی گرو نه بودن کنایه از: درآمد کم و هزینه زیاد داشتن.

      هشتاد

      (هَ) [ په. ] (اِ.) عدد اصلی مساوی هشت بار ده، پنجاه بعلاوه سی.

        هشتی

        (هَ) (اِ.) راهرو سقف دار هشت ضلعی یا گِرد در قسمت ورودی جلوی ساختمان.

          هژمونی

          (هِ ژِ مُ) [ فر. ] (اِ.) برتری، سروری، سلطه.

            هست

            (هَ)۱ – (فع.)سوم شخص مفرد از «هستن» موجود است، وجود دارد.
            ۲- (اِمص.) هستی، وجود.
            ۳- دارایی.

              هستره

              (هَ تَ رَ یا رِ) (اِ.) جوال مانندی که از چوب و نی بافته باشند و بر پشت الاغ گذارند و به وسیله آن خشت و آجر و خاک حمل کنند.

                Scroll to Top