مرزاب
(مِ) [ معر. ] (اِ.) ناودانی که آب جمع شده در کشتی به وسیله آن به دریا ریزد.
(مَ زَ) (اِ.) = مرزنجوش: گیاهی است سبز و خوشبو با شاخههای بلند و گلهای کبود و برگهایی که مانند گوش موش است.
(مَ زِ) (اِ.) گیاهی است یکساله از تیره نعناعیان که دارای ساقههای متعدد و به رنگ مایل به قرمز است. برگهای آن نرم و متقابل و تقریباً بدون دمبرگ و باریک و نوک تیز و پوشیده از کرک و دارای تارهای غدهای فراوان اسانس دار است. این گیاه در ایران جزو سبزیهای خوراکی است.
(~. نِ) (اِمر.)= مرده – شورخانه: جایی که مرده شوی مرده را شست و شو و غسل دهد، غسال خانه.