(هَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بانگ کردن. ۲- (اِ.) آواز بلند.
(هِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- نشاط شتر در رفتن. ۲- نشاط.
(هَ بّ) [ ع. ] (اِ.) دو ماه میان زمستان، از ماههای رومی ؛ کانون اول و کانون دوم.
(هَ) (اِ.) ۱- تارک سر. ۲- قله کوه.
(هَ) [ ع. ] (اِ.) نام درختی است که از آن تیر سازند.
(هِ بَ) (~.) [ ع. هبه ] (اِمص.) انعام، عطا.
(هَ بَ) (اِ.) مالهای که زمین شیار کرده را بدان هموار کنند و آن به شکل تخته بزرگی است.
(هَ بَ) (اِ.) چرک و ریم، زخم.
(هَ بْ یا بَ) (اِ.) کف دست.
(هُ بَ) [ ع. ] (اِ.) از بتهای جاهلیت در کعبه.