اسم

هایل

(یِ) [ ع. هائل ] (اِ فا.) هولناک، ترساننده

    هباء

    (هَ) [ ع. ] (اِ.) گرد و غبار. ج. اهباء.

      هباب

      (هِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- نشاط شتر در رفتن.
      ۲- نشاط.

        هباران

        (هَ بّ) [ ع. ] (اِ.) دو ماه میان زمستان، از ماه‌های رومی ؛ کانون اول و کانون دوم.

          هباک

          (هَ) (اِ.)
          ۱- تارک سر.
          ۲- قله کوه.

            هبال

            (هَ) [ ع. ] (اِ.) نام درختی است که از آن تیر سازند.

              هامین

              (اِ.) وزنی است برابر بیست و پنج استار.

                هاهای

                (اِصت.)
                ۱- هیاهو، شور و غوغا.
                ۲- فریاد و ناله ماتم زدگان.

                  هاون

                  (وَ) [ په. ] (اِ.) ظرفی آهنی یا سنگی که در آن چیزی را می‌کوبند یا می‌سایند.

                    هاونان

                    (وَ) (اِ.) یکی از هشت مقام روحانی دین زردشتی از این قرار: زئوتر، هاونن، اتروخش، فربرتر، آبرت، آسناتر، رئثویشکر، سرئثوشاورز، زئونریا (زوت) رئیس این پیشوایان است و در میان دیگر هاوانان دارای نخستین پایه‌است.

                      Scroll to Top