اسم

هبد

(هَ بَ) (اِ.) ماله‌ای که زمین شیار کرده را بدان هموار کنند و آن به شکل تخته بزرگی است.

    هبر

    (هَ بَ) (اِ.) چرک و ریم، زخم.

      هبل

      (هُ بَ) [ ع. ] (اِ.) از بت‌های جاهلیت در کعبه.

        های و هوی

        (یُ) (اِ.)
        ۱- شور و غوغا، هیاهو.
        ۲- ناله و افغان در مصیبت و ماتم.

          هامان سوز

          (اِمر.) روز چهاردهم از ماه آذار (دوم) که در آن روز یهودیان صورتک‌ها می‌ساختند به نام‌هامان (وزیر خشایار شا) و بر دار می‌کشیدند و سپس آن‌ها را می‌سوزاندند.

            هامش

            (مِ) [ ع. ] (اِ.) حاشیه کتاب یا نامه.

              Scroll to Top