اسم

هباران

(هَ بّ) [ ع. ] (اِ.) دو ماه میان زمستان، از ماه‌های رومی ؛ کانون اول و کانون دوم.

    هباک

    (هَ) (اِ.)
    ۱- تارک سر.
    ۲- قله کوه.

      هبال

      (هَ) [ ع. ] (اِ.) نام درختی است که از آن تیر سازند.

        هبد

        (هَ بَ) (اِ.) ماله‌ای که زمین شیار کرده را بدان هموار کنند و آن به شکل تخته بزرگی است.

          هبر

          (هَ بَ) (اِ.) چرک و ریم، زخم.

            هاونان

            (وَ) (اِ.) یکی از هشت مقام روحانی دین زردشتی از این قرار: زئوتر، هاونن، اتروخش، فربرتر، آبرت، آسناتر، رئثویشکر، سرئثوشاورز، زئونریا (زوت) رئیس این پیشوایان است و در میان دیگر هاوانان دارای نخستین پایه‌است.

              های

              (اِ.)
              ۱- کلمه تأسف یعنی وای.
              ۲- کلمه خطاب به معنی اَی.
              ۳- هیاهو.

                هالی

                (اِ.) ستاره دنباله دار منظومه شمسی با مدار گردشی برابر ۷۶ سال.

                  Scroll to Top