لحم
(لَ) [ ع. ] (اِ.) گوشت. ج. لحوم.
(لَ حْ) [ ع. ] (اِ.)
۱- آواز خوش و موزون.
۲- سخن، معنی سخن. ج. الحان.۳ – ویژگی یا چگونگی صدا یا موسیقی.
۴- صدایی با گام و ارتعاش معین.
۵- سبک یاشیوه بیان یک مطلب.
(لَ چَ یا چَّ) [ تر. ] (اِ.) چارقد، روسری. ؛ ~به سر کنایه از: زن، دشنامی است مردان ترسو و بی جربزه را.