اسم

وصید

(وَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- آستانه، پیشگاه سرای.
۲- حظیره‌ای که از ساقه‌های درخت سازند.
۳- حظیره مانندی که در کوه از سنگ سازند جهت ستوران.

    وصیفه

    (وَ فَ یا فِ) [ ع. وصیفه ] (اِ.)
    ۱- خدمتکاری که دختر یا کنیز بود.
    ۲- وصف کننده (مؤنث)؛ ج. وصائف.

      وضع

      (وَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- (مص م.) نهادن، گذاردن.
      ۲- ایجاد کردن.
      ۳- (اِ.) هیئت، شکل، نهاد.
      ۴- روش.

        وطاء

        (وَ) [ ع. ] (اِ.) زمین نشیب و پست میان زمین‌های بلند.

          وطاء

          (وِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- گستردنی، فرش.
          ۲- سجاده، ج. اوطئه.

            وشی

            (~.) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- نگار و نقش جامه از هر رنگ.
            ۲- جوهر شمشیر. ج. وشاء.

              وصایا

              (وَ) [ ع. ] (اِ.) جِ وصیت، پندها، اندرزها.

                وصایت

                (وَ یا وِ یَ) [ ع. وصایه ] (اِ.) پند، نصیحت.

                  Scroll to Top