اسم

قصعه

(قَ عَ) [ ع. قصعه ] (اِ.) کاسه و ظرفی که در آن غذا خورند. ج. قصاع.

    قص

    (قَ) [ ع. ] (اِ.) استخوانی است پهن و میانی که در جلو استخوان بندی قفسه سینه واقع است. طولش در حدود ۲۰ سانتیمتر و به شکل خنجر است و دارای یک دسته و یک تنه و یک انتها است که به زایده خنجری موسوم است. استخوان جناغ، عظم قص، جناغ سینه.

      قصب

      (قَ صَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- نی، هر گیاهی که ساقه آن مانند نی میان تهی باشد.
      ۲- یک نوع پارچه ظریف که از کتان می‌بافته‌اند.
      ۳- آبراهه آب و اشک.
      ۴- مروارید تر و آب دار.

        قصبچه

        (قَ صَ چِ) [ ع – فا. ] (اِ.) پارچه‌ای از قسمی کتان.

          Scroll to Top