اسم

قبچور

(قُ) [ مغ. ] (اِ.) = قیچور. قوبجور:
۱- مالیات، باج.
۲- مالیات متعلق به مواشی و حیوانات.

    قبر

    (قَ) [ ع. ] (اِ.) گور. ج. قبور.

      قبرستان

      (قَ رِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) جایی که مردگان را در آن دفن کنند، گورستان.

        قبرغه

        (قَ رُ یا رِ غَ یا غِ) [ تر. ] (اِ.) = قبرقه: پهلو، استخوان پهلو، دنده.

          قایمه

          (یِ مَ یا مِ) [ ع. قائمه ]
          ۱- (اِفا.) مؤنث قایم.
          ۲- (اِ.) هر یک از دست و پای ستوران.
          ۳- نام زاویه‌ای که از عمود شدن خطی بر خط دیگر به وجود می‌آید و اندازه آن ْ۹۰ می‌باشد. ج. قوائم.

            قب

            (قَ بّ) [ ع. ] (اِ.) پاره گریبان پیراهن.

              قبا

              (قَ) [ ع. قباء ] (اِ.) نوعی لباس بلند مردانه.

                Scroll to Top