اسم

فصل نامه

(~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) نشریه‌ای که در هر فصل سال یک بار منتشر می‌شود.

    فصوص

    (فُ) [ ع. ] (اِ.) جِ فص.
    ۱- حدقه چشم.
    ۲- اصل و حقیقت امر.
    ۳- دانه سیر.

      فشفشه

      (فِ فِ ش) (اِ.) ابزاری که در داخل آن مواد محترقه تعبیه شده و پس از احتراق به هوا رود.

        فشل

        (فَ) [ ع. ] (اِ.) مرد بددل و ترسنده و سست.

          فشل

          (فِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- پرده هودج.
          ۲- فرشی که زنان بر آن نشینند.

            فسوق

            (فُ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) بیرون شدن از فرمان خدا.
            ۲- (اِمص.) انجام اعمال زشت و ناروا.

              فسیل

              (فُ) [ فر. ] (اِ.) سنگواره، بقایای موجودات زنده دوران گذشته که در طبقات مختلف زمین به جا مانده‌است.

                Scroll to Top