اسم فساد (فَ یا فِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) تباه شدن. ۲- متلاشی شدن، از بین رفتن. ۳- (اِمص.) تباهی، خرابی. ۴- نابودی. ۵- (اِ.) فتنه، آشوب. ۶- لهو و لعب. ۷- کینه، دشمنی.
اسم فسفات (فُ) [ فر. ] (اِ.) هر یک از نمکهای اسیدفسفریک که بیشتر برای کودهای شیمیای ی به کار میروند.