اسم

فتو

(فُ تُ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- عکاس.
۲- کارگاه عکاسی.
۳- استودیو، عکاسخانه.

    فتوت

    (فُ تُ وَّ) [ ع. فتوه ] (اِمص.)
    ۱- جو ا نی.
    ۲- جوانمردی، کرم، بخشندگی. ؛ ~نامه کتابی که در آن اصول و آداب فتوت نوشته شده‌است.

      فتوح

      (فُ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) به دست آمدن غیر منتظره چیزی.
      ۲- (اِمص.) گشایش.
      ۳- گشایش حالی که به سالک در مراحل سلوک دست دهد.
      ۴- (اِ.) نذر، مال یا چیزی که نذر عارف و سالک کنند.

        فتوح

        (~.) [ ع. ] (اِ.) جِ فتح ؛ پیروزی‌ها، گشایش‌ها.

          فتح

          (فَ تْ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) باز کردن، گشودن.
          ۲- تسخیر کردن، پیروز شدن.
          ۳- (اِ مص.) گشایش.
          ۴- پیروزی.

            فتحه

            (فَ حِ) [ ع. فتحه ] (اِ.) علامت حرکت فتح که بالای حرف گذاشته می‌شود، زبر؛ ج. فتحات.

              Scroll to Top